X
تبلیغات
رایتل
پنج‌شنبه 4 مهر‌ماه سال 1387 ساعت 09:40 ق.ظ

  

 

دانلود مستقیم فیلم  

 

 

دانلود زیر نویس فارسی  

 

 

سال 1987 در رومانی است. اتیلیا و گابریلا در خوابگاه دختران، هم‌اتاقی هستند. در آغاز فیلم اتیلیا و گابیتا در حال بستن وسایل‌شان هستند. اتیلیا برای گرفتن اتاقی در هتل بیرون می‌رود. هنوز مشخص نیست که اتاق به چه منظوری گرفته می‌شود…  

 

 

“چهار ماه و سه هفته و دو روز” بی شک یکی از بهترین فیلم های کشور رومانی است. داستان فیلم در دوران حکومت کمونیسم در رومانی می گذرد. فضای سرد و پر از اظطراب آن دوران را می توان در فیلم حس کرد. بازی زیبای هنرپیشگان فیلم نیز بر القای این حس بی تأثیر نیست. اتیلیا تمام سعی خود را می کند تا به گابیتا برای سقط بچه‌ای که در شکم دارد کمک کند. و مشخص است که در دوران رومانی کمونیست، سقط جنین به صورت مخفیانه چه جرم سنگینی است. اتیلیا و گابیتا اتاقی در هتل می گیرند و طبق قرار قبلی ای که با شخصی به نام “بــِـبــِـه” دارند، او در ازای پول این کار را برایشان انجام می دهد. “بــِـبــِـه” می آید اما با دخترها بر سر هزینه کار توافق نمی کند… 

 

 

 

 “چهار ماه و سه هفته و دو روز” اثری در خور توجه است. فیلم نخل طلای جشنواره کن 2007 را برده است. اکثر صحنه‌های فیلم همچون فیلمی مستند و با دوربین بر دست فیلمبرداری شده است. آنچه بر زیبایی فیلم افزوده است، بازی آناماریا مارینکا در نقش اتیلیا است. گرچه از پایان سرد، ولی در عین حال گزنده‌ی فیلم نیز نباید گذشت.  

 

 

 

عنوانتوضیحات
نام فیلم:4 luni, 3 saptamâni si 2 zile
کارگردان:Cristian Mungiu
نویسنده:Cristian Mungiu
ژانر:Drama
امتیاز:11,299 رأی, امتیاز میانگین 8.0 از 10
مدت فیلم:113 دقیقه

  

 

 

  

 

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
سه‌شنبه 29 مرداد‌ماه سال 1387 ساعت 01:38 ق.ظ
del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
یکشنبه 27 مرداد‌ماه سال 1387 ساعت 02:53 ق.ظ

شاید بگم بهترین فیلم زندگیم رو امشب دیدم براتون هم الان میذارم که با هم ببینیم.

یادداشتی بر داگویل

 

 

 

داگویل و دین

سینمای فون تریر در  فیلم داگویل یک سینمای دینی است. اگرچه بیشتر منتقدان به جنبه‌های سیاسی آن توجه بیشتری کرده‌اند. اما اشارات و نشانه های دینی و مذهبی در فیلم چنان واضح ‌اند که شکی برای بیننده دقیق باقی نمی گذارند.

 واژه گریس که نام  قهرمان فیلم است ،  علاوه بر لطافت و شکوه و زیبایی  به معنای بخشش و عفو الهی است که طبق آموزه های مسیحیت(رومن کاتالویک) شامل حال همه، حتی آن هایی که سزاوار نیستند، می شود.(Unmerited favor)مسیحیت پنج فاکتوری را  که هر کدام به تنهایی موجب بخشش و عفو می شود  بیان می کند؛ هر کدام از این "سولوها" که در واژه به معنای  به تنها یی است، به تنهایی بخشش و عفو  را اجتناب ناپذیر می کند، نخستین آن ها "بخشش توسط عفو الهی است"یا"Sola Gracia , Saved by God's Grace" که در تفاسیر مسیحیان به آن اشاره شده است.

 

اکثریت مسیحیان پا از این فراتر گذاشته و به "از پیش بخشودگی" یا Pre-salvation معتقدند. این که مسیح با تحمل رنجی بی پایان و به جای همه به خاطر بشریت مجازات شده و لاجرم نابخشوده ای وجود نخواهد داشت؛ جهنمی نیست و هر که هر چه انجام بدهد مجازاتی گریبانگیرش نخواهد شد.

در انجیل (Mathew 6:14-15) همچنین از کسانی یاد می شود که به سبب گذشت و رحمت و عفو نسبت به دیگران بخشیده می شوند. فون تریر علاوه بر چالش کشیدن مسئله عفو و سلب مسئولیت از خاطی با شیوه خویش اشاره به  مضمون این نوشته در انجیل دارد که می گوید:" گریس(رحمت و عفو) توسط شهر پذیرفته نشد و این نپذیرفتن منجر به لعنت و نابودی شهر شد."(Gospel Of  Mathew 11:20-24)

فرم خاص داگویل با نگاه محاط از بالاGod like point of view)) به خانه هایی که به سبب نداشتن در و دیوار هرگز نمی تواند رازی را مخفی کند و آگاهی دائمی از آنچه در خفا می گذردو همچنین فرم روایت داستان توسط روایتگری که همه ماجرا را می داند و دانای کل است به این نگاه خداگونه اشاره دارد.

 

ر واقع فون تریر دیوارها را قراردادهای بسیار ابتدایی در حد مرزبندی‌های گچی می داند که هرگز قادر به پنهان کردن رازها و اتفاقات نیستند؛ چشمان خدا همه چیز را می بیند، گریسی که در معدن پنهان شده ،تمام قد آشکار است  و  حتی صحنه  شنیع تجاوز چاک به گریس، در معرض دید کل قرار دارد و یا گریس که در وانت بار در کنار سیب‌ها پنهان شده  از ورای پوشش بار نیز  کاملا مشهود است و به قول متن فیلم: "سیب کاملا رسید ه ای است" که شیطان به خوردنش اغوا می کند، همچنان که آدم و حوا را اغوا کرد.

در تمام متن فیلم، به نخوت و تکبر بارها و بارها هم با واژه مستقیم(Arrogance) و هم به صورت مضمون اشاره می شود. نخوت و تکبر در آموزش‌های مسیحیان بسیار تقبیح می شود و حتی در پاره ای از تعلیمات بدترین گناه محسوب می شود. گریس  از این که با تکبر بزرگ شده ناخشنود است و فرار به داگویل را شرایطی برای مجازات در برابر آن می داند. لزوم قضاوت و برقراری عدالت  نیز از مسائل مهمی است که فیلم مطرح می کند. جمله "قضاوت نکن" از جملات اعتقادی برجسته مسیحیان است که در این فیلم مورد انتقاد و چالش قرار می گیرد.

فیلم فون تریر به ابعاد مختلف  واژه تکبر  و استکبار پرداخته مخصوصا در مکالمه پایانی گریس با پدرش دلایل متکبر بودن گریس بحث و نتیجه گیری می شود، اینکه "تکبر بخشش" به معنای بخشش کسانی است که سزاوار بخشش نیستند و مجازات حق آن‌هاست و از این رو بدترین نوع تکبری است که پدر گریس می شناسد.

مجازات یا بخشش مسئله این است!

فیلم داگویل بی پرده و در صحنه‌های زیادی به حق مجازات  و مسئله مجازات اشاره می کند. مثلا گریس  به سبب این‌که به تام شک کرده خود را مستحق مجازات می داند یا خود را مستحق نان صدقه تام نمی داند چون استخوان سگ را دزدیده و باید تاوان آن را پس دهد. جیسون پسر چاک  کتک را مجازات عادلانه خود مطرح می کند و... تام در سکانش پایانی ترس و ضعف و حقارت خود را خصلت غیر قابل انکار انسانی مطرح می کند که سزاوار مجازات نیست!

اما پدر گریس به او می گوید که نباید دیگران را به سبب آن چه خودش را به خاطر آن نمی بخشید، ببخشد و باید مجازات را اعمال کند؛این که بخشش گریس یک عمل اخلاقی و انسانی نیست بلکه به سبب تکبر او  است.

 

مانند فیلم های دیگر فون تریر" بس"  در شکستن امواج و "سلما" در رقص در تاریکی  زن قهرمان این  داستان نیز  مسیح وار رنج و مشقت بسیار را می پذیرد. گریس در مقابل تجاوازات پی در پی به روح و جسمش تاب می آورد و حتی رام تر می شود(سمت چپ صورتش را برای سیلی جلو می آورد) اما بر خلاف فیلم های دیگر فون  تریر این رویه را تا انتها ادامه نمی دهد و مجازات متجاوزان  را بر می گزیند. در این فیلم شاید نمایش پدر قدرتمند و گریس، دخترش، اشاره ای به  تثلیث  مسیحیان  هم باشد. پسر مسیح وار است و پدر قدرت مطلق،"خدای گانگستر" عنوان یکی از نقدهای فرانسویان بر این فیلم است که دیدگاه فوق را نقد می کند. پدر، گریس را به این تفکر راهنمایی می کند که بخشش این موجودات سگی عین بی عدالتی است و حق بخشش گناهکاران، بشریت را به خطر می اندازد و سزاوار نیست.

 

 فیلم طولانی داگویل که در یک مقدمه و نه فصل و مدت 177 دقیقه به نمایش در آمد و عده ای آن را خسته کننده و تمام نشدنی خواندند، تلاش می کند تا مخاطب را به جایی ببرد که خود تصمیم بگیرد که باید  این افراد را قضاوت و مجازات کرد و یا نه؟ این که بخشش سگان درنده و دادن فرصت به آن ها آیا موجب تکرار فجایع و جنایات بشری نخواهد شد؟

 

در مونولوگ گریس با خودش که توسط "جان هارت" روایتگر بیان می شود، نتیجه نهایی گرفته  و حکم صادر می شود. داگویل شهری است لعنت گریبانگیرش می شود  مانند آن چه در آیه انجیل به آن اشاره شد و این به سبب اعمال اهالی آن است. آن ها، خود بخشش را پذیرا نشده اند.

آن‌ها کفران نعمتی چون گریس را در اوج آن کرده اند. گریسی که در" زمان مقدس" برداشت محصول( وفور نعمت‌ها) مورد تجاوز قرار می گیرد! اگر آن ها مجازات نشوند آنچنان که درمونولوگ  گریس می شنویم، ضعف و انحرافشان را درباره دیگری اعمال خواهند کرد و از این رو برای بشریت هم که شده نباید از مجازات آن ها چشم پوشید.

نقشه ای  که  لوکیشن فیلم است و با خطوط گچی نمایش داده می شود در انتهای فیلم از بین می رود. استودیوی خالی نشان از نابودی کامل دارد و نور آتش بر چهره گریس این سوختن و نابودی را تصویر می کند.

فرم خاص صحنه‌های داگویل ، نام و اسامی افراد و خیابان ها  و جزییات صحنه‌ها همگی معنی دار و دقیق اند و این چیزی است که هر فیلمساز مطرح امروز سینما بلد است. این که نام ها  و نشانه ها باید به یاری زبان تصویر، پیام فیلم را القا کنند.

موسیقی فیلم هم موید نگاه دینی فیلم است""Nisi Dominus  اثر  آنتونیو ویوالدی با عنوان "مگر خدا" اشاره به آیه(Psalms 126) کتاب مقدس  مسیحیان  دارد که در بخشی از آن  می گوید"جز آن که خدا شهر را حفظ کند ...."

داگویل و سیاست

اگرچه نگارنده این یادداشت داگویل را بیشتر فیلمی دینی و با جهان بینی خاص می داند اما نگاه سیاسی فون تریر در این فیلم غیر قابل انکار است و به قول

Darrel Manson" " نمی توان به سادگی از آن گذشت. با این که ملهم شدن از شیوه نمایش برتولت برشت و نگاه بدبینانه او به انسان، دیدگاه فلسفی فون تریر را به رخ می کشد اما نام‌ها و وقایع به شکل غیر قابل انکاری دیدگاه سیاسی نویسنده را نشان می دهد." الم استریت"، خیابان اصلی داگویل که بر خلاف نامش از درختان نارون بهره‌ای ندارد و مردم داگویل این موضوع  را به روی مبارکشان هم نمی آورند،  همچنین نام خیابانی است که کندی رییس جمهور آمریکا در آن ترور شد. علاوه بر این الم استریت نام مکانی است که کابوس‌های سینمایی در آن جشن گرفته می شد.

توماس ادیسون نام پدر سینما، رادیو ... روشنایی است اما همین توماس ادیسون مانند مردم آمریکا شعور و دانش سیاسی اندکی دارد و در پی آن هم نیست. آن چنانکه هنگام سخنرانی رییس جمهور رادیو را خاموش می کند و کتاب ماجراهای تام سایرش را می خواند! آ نچنان که امکانات روز ، متنوع و تکنولوژیکی مردم آمریکا در بسیاری موارد چیزی به دانش و آگاهی آن ها نیفزوده وبی خبری و خوش خیالی و راحتی   را بر دانستن  آن چه اتفاق می افتد، ترجیح می دهند. در صحنه ای که پلیس به دنبال گریس آگهی جدیدی می آورد هم این نکته شنیده می شود؛ در  پاسخ  پلیس  که می پرسد که  مگر  مردم از آن چه می گذرد بی اطلاعند ،تام پاسخ می دهد که آن ها از رادیو  تنها برای شنیدن موسیقی استفاده می کنند.

 

مردم داگویل مانند آمریکاییان اهل تجارت(business people) هستند. حتی گریس(رحمت و عفو ) را در قبال خدمات می پذیرند؛ یعنی برای عمل خیر و انسانی هم شروط مادی قائلند. و مهم این که این شرط با بحرانی و حساس شدن شرایط سخت تر می شود و به استثمار و مزدوری بی مواجب منجر می شود. نگاه استثمارگرانه به اندازه ای حاد می شود که گریس را با کمک قلاده سگ داگویل به زنجیر می کشند که آدم را به یاد فیلم" نبرد آخر" لوک بسون و یا "قلعه مالویل" روبر مرل می اندازد که استثمار انسان از انسان در آن به شکل فجیعی  به نهایت می رسد.

عشق تام به گریس  عشقی حقیقی نیست. تام که نماینده قشر روشنفکر جامعه است هم نگاهی کاسبکارانه و سوداگرانه به مسئله گریس دارد. او به دنبال  پیدا کردن قدرت و نفوذ (سیاسی گری ) و  کشف رازهای گریس  و سوژه‌های جدید  برای خلق آثارش است؛   او  که کتاب " افکار پیشرفته در تفکر نقادانه" را می خواند و دوربین تعمدا  آن را نشان می دهد،  به دنبال کشف حقیقت است تا  بتواند به قول روایتگر داستان با تصویر سازی"Illustration" آثارش را خلق کند اما این کار را   برای بشریت انجام نمی دهد  بلکه برای ترقی  و رشد خودش انجام می دهد.

 در داگویل آدم‌ها شیشه های ظریف و شکننده‌ای تولید می کنند که به شدت مشابه نمونه ‌های اصلی اند و به سرعت ظریفتر و گول زننده‌تر می شوند اما  به هر حال اصل نیستند و  در جشن چهارم جولای آن که پرچم آمریکا را تکان می دهد افلیجی ناقص العقل است!

 

این نگاه و اشارات  سیاسی آشکار و دقیق به "سرزمین فرصت‌ها" و برخوردش با تازه واردین، هم در هنگام نمایش فیلم و هم تا امروز  موجب بر آشفتن و ضدیت با فیلم داگویل شده است. حتی "راجر ابرت" که از طرفداران فون تریر بود این فیلم را ایده خوبی خواند که به خطا رفته و معتقد بود که عده کمی این فیلم را برای دومین بار خواهند دید.

منتقدان دیگر هم به شدت فون تریردانمارکی  را به سبب ابن که آمریکا را شخصا ندیده و اما به خود اجازه قضاوت درباره آن را  داده ، سرزنش کردند. قضیه برای حیثیت آن ها آنقدر حیاتی بود که ضعف‌های شخصی فون تریر را به رخ کشیدند تا او را اساسا  محکوم و تحقیر  کنند؛ این که فون تریر فوبیای پرواز دارد و نمی تواند دورتر از دماغش را ببیند و ....یکی از منتقدان آبزرور مستقیما از او خواست و نصیحتش کرد که برای فیلم بعدی زحمت سفر به آمریکا را بر خود هموار کند تا دیگر فیلمی فانتزی نسازد. ابرت هم در نقدش این را یک فیلم ضد آمریکایی فانتزی خوانده بود که به شدت متضاد با داگمای فون تریر است.

 "فیلیپ فرنچ" منتقد آبزرور فیلم را آزار دهنده و ساده لوحانه خطاب کرد گو اینکه "کیم نایت" فیلم را شاهکاری می داند.

این که فیلم تقلیدی از "our Town" اثر  تورنتون وایلدر است، انتقاد دیگر به این فیلم بود که فون تریر گفت که هرگز پیش از فیلم با آن آشنایی نداشته است  و یا این که شخصیت‌های داگویل نزدیک به   شخصیت‌های نمایش "دورنمات" با عنوان "دیدار زن پیر" است نظر عده ای دیگر از منتقدان بود."دیوید جانسون" فیلم را بچگانه ، متظاهرانه  و گستاخانه خوانده وبه نظر نویسنده این یادداشت  این‌ها تا حدی واکنش به دیدگاه سیاسی فیلم است تا کلیت فیلم که بی شک  به شدت خلاقانه و متفاوت است.

 

اگرچه عده‌ای فیلم را با نگاه خوشبینانه‌تری نگاه کردند مثلا "Darrel Manson"  که نگاه دینی فیلم را نگاه برجسته تر آن می داند، معتقد است که نمایش فیلم در کن 2003 درست پیش از حمله آمریکا به عراق که خود "عملی استکبارانه"(Act Of Arrogance) است رخ داد، او می گوید :" در واقع مانند مردم داگویل، ما آمریکایی‌ها فکر می کنیم که می توانیم جلو دار دیگران باشیم و ضعف‌های خود را پنهان کنیم."

همین منتقد همچنین معتقد است  که عکس‌های واقعی  از  دوران رکود اقتصادی آمریکا( که فون تریر به سبب بسته بودن فضای دوران رکود اقتصادی  و ویژگی های خاصش انتخاب کرده) و در تیتراژ پایان فیلم دیده می شود، چهره ای دیگر از آمریکا را نشان می دهد که به شدت  متفاوت از چهره قدرت و موفقیت اوست.

انتقاد‌های بی شمار از فرم فیلم و میزان تاثیر گذاری آن بر مخاطب شده است که فون تریر پاره ای را پاسخ گفته است ؛ در این باب فون تریر در دفاع  از فضای مجازی، بسته و تاریک فیلم  می گوید که با این تمهیدات  تمرکز ببینده از فرعیات به اصل ماجرا معطوف می شود. عده دیگری مثل منتقد آبزرور به "مونو کنتراستی" فیلم ایراد گرفته‌اند که به نظر نویسنده این یادداشت می تواند به سبب نپذیرفتن ایده فیلم باشد  و نه مشکلات نورپردازی. در فیلم بازِی‌های بصری تاثیر گذاری با نور انجام می شود مثل لحظه زیبای کنار کشیدن پرده توسط گریس و چهره  رنگ آمیزی شده او با نور سواحل شرقی! در زمینه سیاه (قابل توجه از نظردیدگاه  سیاسی) و یا تغییر فصل‌ها و فضا با تغییر نور و شرایط گریس در مکان جدید یا انعکاس شعله های  آتش به هنگام مجازات در جهنم خود ساخته  داگویل و .... و یا برف زود هنگامی که نشانه و نمادی از پایان ماجرای داگویل است و سطح استودیو را فرش می کند و یا ماهتاب که لحظه‌ای داگویل و حقیقتش را مکشوف می کند(به مثابه یک روشنگر)...حرکت‌های دوربین هم در این فیلم ویژه و جالب است و در خدمت فیلم است.چرخش بسیار ناگهانی  دوربین از چهره ای به چهره دیگر و یا زاویه ای به زاویه دیگر، که برای سرعت بخشیدن به ریتم فیلم و همچنین القای تحولات و هیجاناتی که در فیلم اتفاق می افتد، انجام می شود.

شخصیت های داگویل اگرچه محدود، نمادهای تیپ‌های انسانی اجتماع بشری اند. مارتا نمادی از کلیسا است.تام نمادی از روشنفکری، ادیسون طبقه ثروتمند و ....نام افراد آن‌چنان که پیشتر اشاره شد اشاراتی غیر مستقیم و حتی مستقیم هستند. نام سگ  چاک و یا فرزندانش که اسامی الهه های  یونانی و بعضا خونخواران تاریخ مثل آشیل است.

فون تریر در پاسخ به کسانی که به  این موضوع  که او   آمریکا راندیده و درباره آن قضاوت کرده ایراد گرفته اند، می گوید که آمریکایی ها باید خوشحال باشند که کسی نگاهش را درباره آنها بیان می کند چنانچه اگرغریبه‌ای  نگاهش را درباره دانمارک به تصویر بکشد، دیدنی خواهد بود و این که آمریکا خود درباره همه دنیا فیلم می سازد مثل فیلم "کازابلانکا" که شاید  هرگز آن را ندیده باشد. فون تریر بی پروا گفته که این فیلم سر آغازی برای فیلم های بعدی او با این نگاه سیاسی است و او از این موضوع ابایی ندارد.

داگویل و انسانیت

اگرچه داگویل به دلایل ذکر شده، جهان بینی دینی و سیاسی فیلمساز را در بر دارد اما به دلایلی نگاهی بشری و انسان دوستانه دارد که فراتر از مذهب مسیحیت و یا جامعه آمریکاست. این که اتفاقات فیلم در زمان رکود اقتصادی و در کوههای کلرادو رخ می دهد و پرچم آمریکا و سرود آمریکا آمریکا که در چهارم جولای خوانده می شود و جورج تاون نزدیکترین شهر به داگویل است و ...... بی شک مستقیما به آمریکا اشاره دارد  اما، گریس انسانی  است که نیاز به حمایت و دوستی و همدلی و انسانیت دارد که از آن محروم است و هرچه تلاش می کند  از آن دورتر می شود.فرار به داگویل به سبب چالش های انسانی و نپذیرفتن ایده‌های گانگستری است؛گریس به دنبال انسان‌تر شدن است و آرمانگرایی او در همان لحظات اول که خود را برای دزدیدن استخوان سگ ملامت می کند آشکار می شود و یا زمانی که وصال تام را فقط در زمان آزادی می خواهد و نه اسارت.در اپیزود چهار وقتی اهالی داگویل به هنگام رای گیری برای او هر کدام تحفه ای گذاشته‌اند حس انسانی دوستی آدم را قلقلک می دهد؛ روایتگر ازدستاورد دوستی در قبال ارائه خدمات و بخشش  سخن می گوید که خیلی زود  در اپیزودی که داگویل دندان‌های تیزش را نشان می دهد رنگ می بازد؛  عشقی که تام می تواند به گریس ببخشد نیز  به هنگاه تجاوز چاک  به گریس رنگ می بازد. تجاوز به گریس  هرگز  واکنشی انسانی را در تام بر نمی انگیزاند. دوستی این آدم‌ها مانند  عشقشان آبکی است  و اساسا آیا دوستی و عشق وجود دارد؟

این نگاه انسانی و پرسشگر از این جهت که داگویل نماد جامعه ای انسانی است که حیوانی عمل می کند قابل توجه و ذکر است.

موسی سگ چاک  یعنی تنها حیوان داگویل ،تنها سزاوار بخشش این جامعه انسانی است چون ناراحتی و تیزدندانی اش به سبب این بوده که گریس غذایش را دزدیده و نامانند دیگران، زیاده‌خواه، استثمارگر و وحشی نبوده و چیزی جز به غیر از حق خویش طلب نکرده است.

شیوه تجاوز حیوانی به گریس که با گذشت زمان حیوانی تر می شود نیز محکوم کننده اسراف انسان  از طبیعت انسانی و زیاده ‌خواهی او در امیال است. داگویل محیطی است که در آن  مراتب انسانی به شدت افول کرده و لاجرم محکوم به نابودی  و فنا است.

به نظر نویسنده این یادداشت، داگویل با وجود اطناب نسبی  در روایت و ریتمی که گاهی کند به نظر می رسد ،مخاطب را متعمدا به جایی می برد که از مجازات و انتقام از اهالی داگویل ناراحت نمی شود. بخشش و عفو این موجودات آنقدر غیر قابل پذیرش است که اگر فیلم به شکلی دیگر تمام می شد، قطعا ببینده را آزار می داد.

 

ین که تام تنها کسی است که گریس شخصا او را اعدام می کند هم آزار دهنده نیست. تام تزویر بیشتری نسبت به همه داشته، از در عشق درآمده اما دروغ و جنایت و ضعف او از همه بیشتر است و چون از در مصلحی در آمده که ادعای راهنمایی دیگران را دارد اما به شیوه مفسدان و رندان  عمل کرده، مجازاتش شدیدتر است. او نه تنها  مجازات دیگران را می بیند بلکه شخصا تقاص پس می دهد. این موجود به ظاهر قوی از همه ضعیف تر و پست تر است و این که گریس ضعف نفس اورا دریافته  او را عاصی و عصبانی‌ کرده است  ...افراد داگویل در اپیزود آخرین به جای قضاوت درباره خود  و  آن چه با گریس کرده اند به دنبال دفاع از خود هستند از این رو با آن ها اتمام حجت شده، این جا حتی یک نفر نیست که به حق رای بدهد. خوبی این آدمهای خوب به شدت  مخدوش و نسبی است و مانند شاهکار کوبریک، "چشمان کاملاباز  بسته" بر خلاف و حتی متضاد با آن چه می نمایند، هستند. "ورا "مادری فداکار، رقیق القلب و حساس به نظر می رسد اما سنگدلی‌اش تا حدی است که هنگام شکستن‌ها "ثمره‌های" گریس، شیوه‌ای غیر انسانی بر می گزیند(هفت مجسمه گریس که سمبل رابطه او با شهر هم هست و تعداد فرزندان ورا هم  به همین تعداد است).. تام ، بن ، مککوی و بقیه نیز این چنیند. آن ها مانند یهودا پیش از آن که زنگ صبح نواخته شده باشد، سه بار گریس را تکفیر کرده اند.

مسئله عفو مجرمان امروزه از مسائل مهم جنجال برانگیز  در غرب است که همواره ملهم بسیاری از فیلمسازان بوده است. اعدام در بسیاری از ایالات آمریکا و اروپا ممنوع است. بسیاری از قاتلان زنجیره ای در سراسر دنیا حتی آن هایی که از نظر روانی رای به سلامتی نسبی شان داده می شود، هرگز مجازات نمی شوند. روشنفکری هم از مسائل روز جهان است. مصلحان فاسد، ادیبان سوداگری که مانند فیلم قابل ذکر" کاپوتی" انسان ها را فقط به شکل سوژه می نگرند. یا سیاست و اعمال سیاست از طرف جوامعی که به شدت سیاست زدایی شده اند و یا شعور سیاسی ندارند ، در حالی که خود  با مشکلات و ضعف‌های اساسی دست به گریبانند ، اما جلودار جوامع دیگرند و برای دیگران تصمیم می گیرند .

 

داگویل با حداقل فضا و استفاده بی نظیر از فرم، نجوای گفت و گوها، موسیقی و البته هنرپیشگان قابل(مخصوصا نیکول کیدمن باشکوه در نقش گریس)   این مضامین  و این سوالات را و پاسخ خودش را مطرح می کند.به چالش کشیدن آموزه های دینی میلیون‌ها مسیحی همچنین هجو جامعه و مردم آمریکا بی شک جسارت قابل تاملی است.  جزییات دقیق   فیلم و پیام آن بر فانتزی  و مجازی بودن فضای قیلم می چربد و  ببینده گاهی  آن فضا را  اگرچه بسیار رو و تئاتری  است،  فراموش می کند و سرانجام این که  این  فیلم، مانند تمام فیلم های ارزشمند سینما، آدم را به فکر وا می دارد.

دانلود فیلم

http://rapidshare.com/files/49019436/Dogville.2003.DVDRip_Cd.1_by_sercn.part1.rar http://rapidshare.com/files/49029454/Dogville.2003.DVDRip_Cd.1_by_sercn.part2.rar http://rapidshare.com/files/49038299/Dogville.2003.DVDRip_Cd.1_by_sercn.part3.rar http://rapidshare.com/files/49069413/Dogville.2003.DVDRip_Cd.1_by_sercn.part4.rar http://rapidshare.com/files/49076178/Dogville.2003.DVDRip_Cd.1_by_sercn.part5.rar http://rapidshare.com/files/49083821/Dogville.2003.DVDRip_Cd.1_by_sercn.part6.rar http://rapidshare.com/files/49102485/Dogville.2003.DVDRip_Cd.1_by_sercn.part7.rar http://rapidshare.com/files/49102511/Dogville.2003.DVDRip_Cd.1_by_sercn.part8.rar

Cd 2
http://rapidshare.com/files/49112348/Dogville.2003.DVDRip_Cd.2_by_sercn.part1.rar http://rapidshare.com/files/49122048/Dogville.2003.DVDRip_Cd.2_by_sercn.part2.rar http://rapidshare.com/files/49132760/Dogville.2003.DVDRip_Cd.2_by_sercn.part3.rar http://rapidshare.com/files/49143268/Dogville.2003.DVDRip_Cd.2_by_sercn.part4.rar http://rapidshare.com/files/49153775/Dogville.2003.DVDRip_Cd.2_by_sercn.part5.rar http://rapidshare.com/files/49164818/Dogville.2003.DVDRip_Cd.2_by_sercn.part6.rar http://rapidshare.com/files/49175224/Dogville.2003.DVDRip_Cd.2_by_sercn.part7.rar

del.icio.us  digg  newsvine  furl  Y!  smarking  segnalo
   1       2       3       4       5       ...       8    >>
PhProxy - InBasic is Certified by DownloadRoute.com
PhProxy - InBasic download test: PASSED